السيد محمد حسين الطهراني

59

رساله نوين درباره بناء اسلام بر سال وماه قمرى ( فارسي )

چون دانستند كه رعايت سال قمري در انجام تكاليف وحج ، به مصالح دنيوي آنها اخلال وارد مىكند ، سال قمري را كنار زده ، وسال شمسي را معتبر شمردند . وچون سال شمسي از سال قمري به مقدار معين ومشخصى زيادتر است ، نيازمند به كبيسه گيرى شدند ، وبه سبب اين عمل كبيسه براي آنان دو چيز پيدا شد : أول آنكه به جهت اجتماع اين زيادتىها ناچار شدند كه بعضي از سألها را سيزده ماه قرار دهند . دوم آنكه حج از بعضي از ماه‌هاى قمري حركت كرد ، ومنتقل به ماه‌هاى ديگر شد ، حج در بعضي از سألها در ذو الحجة واقع مىشد ، وپس از آن در محرم ، وپس از آن در صفر ، وهمينطور به همين منوال دور مىزد ، تا بعد از مدت معينى بار ديگر به ماه ذو الحجة قرار مىگرفت . پس بنا بر اين به سبب اين كبيسه گيرى دو چيز حاصل مىشد : زيادى در مقدار ماهها ، وتأخير حرمت ماههاى حرام به ماههاى ديگر . وما چه لفظ نسىء وارد در آية قرآن را به معناى تأخير بگيريم ، همانطور كه أكثر أهل لغت بر آنند ، وچه به معناى زيادتى بگيريم ، همانطور كه بعضي از أهل لغت بر آنند ، در هر حال لفظ نسىء منطبق بر اين دو امر خواهد شد .